داستان ام اس لینک
به نام او![]()
سلام دوستان، اعیاد مبارکتون باشه![]()
![]()
از طریق دوست عزیزی متوجه شدم آقا اهری در پاسخ پست پائین جوابیه ای زحمت کشیدن و در وبلاگشون قرار دادن و از طریق همان دوست دسترسی به مطلب پیدا کردم و اینجا هم قرار میدمش تا دوستانی که مثل من دسترسی به وبلاگ آقا اهری ندارن بتونن پاسخ ایشون رو بخونن، فقط آقا اهری این همون یک صفحه آ چهار نیست که؟ هست؟!
داستان ام.اس لینک
گفته باشم آبجی ! من ام.اس لینک رو تعطیل نکرده ام . ام.اس لینک مرا تعطیل کرده ... بدون منت به هر شخصی لازم است اعلام کنم برای برخی از ترجمه ها هزینه پرداخت کرده ام . البت که هنوزم حاضرم جهت راه یابی به نتیجه معقول هزینه پرداخت کنم
فرمودین::اما حالا بچه ها رو کجا بفرستیم؟
فرمودین :نمیگید تو این آشفته بازار نت، بچه ها سرگردون میشن؟
فرمودین :اطلاعات غلط به دستشون میرسه
فرمودین : خونه امید و پناه ما بچه ام اسی ها چی شده آقا اهری؟
ما هم سعی خودمان را میکنیم چشم . ... اینرا هم ناگفته نگذرم . دنیز بانو و آزی خاتون همه ترجمه هایش را بدون دریافت حتا شاید یک لبخند ! و عارفانه و صادقانه تقدیم ام.اس لینک میکرد ... زنده باشند و سلامت و پایدار .
من برای این مسائل حرف دارم اما خواستم ابتدا به ساکن حرفهام رو نگم تا نظر دوستان رو بشنویم! اما در ادامه همین کامنت خصوصی شما خواهم نوشت البته اگه اجازه بدید، منتظر اجازه شما هستم.
سلام، آرام هستم، متولد لحظه سال تحویل 1355، زمستان 1386 متوجه مهمان ناخوانده اما در عین ناخواندگیش بهترین هدیه خدا! ام اس شدم.