شورای پزشکی!
به نام او![]()
سلام دوستان، خب روزهای آخر ماه مبارک رمضان هست و من بیشتر از روزه دارها دلتنگ شدم و دو سه روزی هست همش میگم آخرین لحظات هستاااااا!
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم![]()
خدایا قسمت میدم به ماه مهمانی خودت تو این روزها و ساعات و لحظات آخر ما رو نبخشیده از این ماه عزیز و پربرکت بیرون نبر، خدایا ما مهمونای نیازمندی هستیم، با کرمت با ماها برخورد کن، با مهمون نوازیت نوازشمون کن و دست خالی از سر سفرت راهیمون نکن، از درگاه ملکوتیت نا امیدمون نکن، سخت نیازمند توجه و لطف بی حدت هستیم، سخت![]()
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم![]()
یادتونه که گفته بودم دکتر جدیدی که رفتم گفته نه تنها ام اس نداری بلکه از اول هم نداشتی و تشخیص اشتباه بوده! و من هم دنبال نظر دکترهای دیگه بودم که ببینم ماجرا به کجا ختم میشه!
خب آماده باشید تا قصه حسین کرد شبستری رو براتون تعریف کنم، پیشاپیش عذر خواهی میکنم که طولانی هست
دو روز بعد اون تشخیص رفتم پیش دکتر خودم و کلی بحث و جدل کردیم و بنده بیش از پیش به این نتیجه رسیدم که هیچ دکتری تشخیص اولیه اش رو زیر سوال نمیبره، با وجود اینکه با نظر خودش آمپول ها رو تزریق نکردم و ۵ ماهی هست تزریقی نداشتم و وسط این تزریق نکردن ها هم ام آر آی دادم و همه چی خوب بود و حالم هم خوب هست، اما نمیفهمیدم چرا دکتر دوباره اصرار به شروع تزریقات داره اون هم به یه دارو جدید! اکتووکس، بله آقای دکتر جون اصرار داشتن که این بار اکتووکس رو شروع کنم که ظاهرا داروی آرژانتینی هست و مشابه سینوکس و آوونکس! با اندکی تفکر و تفحص به این نتیجه رسیدم که آقای دکتر جون ظاهرا رفتن تو بخش واردات دارو و اون هم اکتووکس و خب بقیه اش هم معلومه دیگه چرا اصرار میکنه!!
پیگیر وقت گرفتن از دکتر صحرائیان بودم که آوا جون دکتر طغاء رو معرفی کردن و ظاهرا ایشون هم با انجمن ام اس همکاری داره، به مطبشون زنگ زدم و گفتن ایشون وقتشون تا خرخره پره و برای بین مریض آبان ماه وقت میدن!!!
اگرم زودتر بخوام توسط ایشون ویزیت بشم باید ۴ صبح تو بیمارستان سینا و تو نوبت باشم تا ۶ صبح نوبت بدن، تازه اگر نوبت بهم برسه و تموم نشه و تا خدا میدونه چند ظهر ویزیت بشم و مسلما بعد از ظهر برگردم خونه!!![]()
این وسط رفتم پیش دکتر یکی از دوستان که میگفت دکترش آدم با حوصله ای هست و زودی براش تشخیص ام اس نداده و یک سالی طول کشیده و من هم گفتم برم پیش ایشون تا نظرشون رو بگیرم، دکتر مورد نظر که انسان بسیار مهربان و مومنی بودن، فرمودن اینکه برات تشخیص زود رس دادن درسته و نباید عجله میکردن اما، اما چیزی که مسلمه با توجه به شرح حالت اینه که شما ام اس داری اما از نوع خفیفش!! پرسیدم ام آر آی جدید پلاک ملاک داره؟ و فرمودن من خیلی به کلیشه هات دقت نکردم!! و مهم هم نیست!!!!! من کلا این شکلی بودم
یعنی چی که کلیشه ها مهم نیست؟! اینجا احساس کردم کلا دکترها رو نظر هم سعی میکنن نظری ندن و تشخیص همدیگه رو زیر سوال نبرن! اون هم وقتی اسم دکتر صحرائیان رو روی ام آر آی های ۵ سال پیش میبینن دیگه کلا بی خیال نظر دادن میشن! شایدم اشتباه میکنم ولی حسم این بود!
خب گفتم بی خیال میرم مطب دکتر صحرائیان و بین مریض ایشاالله رام میده و ... زهی خیال باطل، برای خودم رویا پردازی کرده بودم، رفتم مطب آقای دکتر و با برخورد سرد و بی خیال منشیش روبرو شدم که اصلا این آدم انگاری از فلز ساخته شده، فرمودن آقای دکتر به هیچ وجه وقت ندارن و مریض جدیدی هم نمیبینن حتی برای مشاوره دادن! فقط در صورتی که معرفی نامه دارید بین مریض اون هم خدا میدونه کی میبیننت، اگرم اصرار داری میتونی بری بیمارستان سینا و همون مراحل دیدار با دکتر طغاء رو دنبال کنی، یعنی چهار صبح برم سینا و مابقی ماجرا!!! بنده هم که معرفی نامه نداشتم و دست از پا درازتر برگشتم منزل و کلا در بهت فرو رفتم و متفکرانه به این موضوع اندیشه کردم، این طوری![]()
چند روز بعدش دوست دیگری معرفی نامه ای برام آورد برای دکتری که ظاهرا پرفسوره و حرف اول و آخر رو میزنه، منم خوشحال و خندان که یه معرفی نامه دارم و اینبار دیگه همه چی ردیفه! با خجستگی تمام زنگیدم به مطب آقای دکتر و منشی فرمودن آقای دکتر به هیچ وجه بیمار جدید نمیبینن مگر تحت یک شرط! چه شرطی؟ اینکه بنده در عین سالم و سرحال بودن برم بیمارستان خصوصی که آقای دکتر اونجا مشغول هستن ۲۴ ساعت بستری بشم و کلی آزمایش و اینا بدم و منتظر بشم تا آقای دکتر بنده رو ویزیت کنه!!!! دیگه رسما شاخام داشت گوزنی سبز میشد، به منشیش گفتم خانم من حالم خوبه و سرپا هستم فقط میخوام ایشون نظر بدن من ام اس دارم یا نه؟ خانم منشی فرمودن همینه که هست یا بستری میشید یا اینکه هیچی، کلا سیستم پذیرش بیمار جدید آقای دکتر همینه، معرفی نامه هم داشته باشی فرقی نمیکنه براشون!!!!![]()
بعد از کلی اندیشه و تفکر و تعمق و تجسس! نه نه تجسس اینجا جایگاهی نداشت، همون تفکر و تعمق به این نتیجه رسیدم که آقا من که حالم خوبه و چیزیم نیست و تو این چند روزی هم که راه افتادم مطب دکترهای محترم! و کلی پول ویزیت دادم و تو این گرما کلی اذیت شدم و کلی حرفای ضد و نقیض شنیدم و محافظه کاری دیدم و بهم نه به عنوان بیمار بلکه به عنوان مشتری که جیباش پره پوله نگاه کردن، و با سردی باهام برخورد شده و احساساتم هم جریحه دار شده این وسط چه کاریه که خودم رو بیش از این اذیت کنم و تو این گرونی کلی کرایه ماشین و پول ویزیت بدم و گرمای تابستون که هر آدم سالمی رو مریض میکنه رو اون هم تو ماه رمضان که نمیشه یه جرعه آب تو بیرون از منزل خورد رو تحمل کنم که چی بشه؟!! که بهم بگن آقا اون دکتر اولی اشتباه کرده و تو همچنان ام اس داری!! دیدم کارم برعکس شده، همه وقتی بهشون میگن ام اس داری پامیشن دوره میوفتن تا دکتری بهشون بگه که نه ام اس نداری و من برعکس وقتی بهم گفتن حالت خوبه و ام اس نداری، دوره افتادم تا بهم بگن ام اس دارم!!
هر چی بررسی کردم دیدم اصلا ارزش نداره ساعت سه صبح پاشم و برم بیمارستان سینا که ساعت ۴ تو صف نوبت دهی باشم و تا ۶ صبح نوبت آیا بهم برسه یا نرسه، چونکه آقای دکتر فقط ۲۰ تا مریض میبینن و نه بیشتر! پس ممکنه چند باری مجبور بشم این پروسه رو تکرار کنم، از طرفی همین پروسه کلا استرس زا و اعصاب خورد کن هست و باعث خستگی میشه که خب همه اینها چه برای آدم سالم چه بیمار ام اسی بد هست و خودش باعث بیماری میشه اصلا، و از طرف دیگه مثلا من به مامان و بابام بگم ساعت سه صبح دارم کجا میرم؟!!! آیا با این کار اونها نگران من نمیشن و دست آخر لو نمیرم که من بیمار هستم!! ۵ سال تلاش کردم اونها در امنیت خاطر باشن و از من نگرانی نداشته باشن حالا برای اینکه فقط می خوام نظر دو تا دکتر رو بدونم، در حالی که حالم کاملا خوب هست و مشکلی ندارم با این حرکت پدر و مادرم رو نگران کنم که چی بشه؟!!
لذا به این نتیجه رسیدم که چهار حالت وجود داره:
اول اینکه بنده ام اس ندارم و خوبم، خب چه بهتر کیه که دنبال سلامتی نباشه!![]()
دوم اینکه ام اس داشتم، اما با تفکر مثبت و دوری از استرس و تغذیه مناسب تونستم از بینش ببرم و الان سلامت هستم! چه عالی![]()
سوم اینکه ام اس داشتم، و همچنان هم دارم، اما تونستم کنترلش کنم و نذارم پیشرفت کنه و یه جورایی خاموشش کردم! این هم چه عالی![]()
چهارم اینکه ام اس داشتم و همچنان هم دارم، و ام اسم هم فعاله و اصلا هم خاموش نشده! خب چه فرقی میکنه، منکه با ام اس درگیر نبودم و مشکلی نداشتم، چیزی عوض نشده و همچنان همون بیمار ام اسی هستم که ۵ ساله قبولش کردم![]()
من مطمئنم با رفتن پیش دکتر صحرائیان یا هر دکتر دیگه ای یکی از این ۴ تا حالت رو بهم خواهند گفت، خب چه نیازی هست به خودم زحمت بدم و اون پرسه کذایی بیمارستان رو که کاملا دردسر ساز و اذیت کن هست عملی کنم؟! به نظر شما نیازی هست؟
به نظر خودم نیازی نیست و هر کدوم از اون ۴ حالت باشه من راضی و خوشحالم، حتی اگه حالت بدتری هم باشه بازم راضیم، چون رضایت من به وجود پلاک ها تو سرم بستگی نداشته و نخواهد داشت.
لحظات آخر ماه مبارک رمضان هست، دعا در حق همدیگه رو فراموش نکنیم، زلزله زده ها و جوونهای مملکتمون رو دریابیم![]()
سلام، آرام هستم، متولد لحظه سال تحویل 1355، زمستان 1386 متوجه مهمان ناخوانده اما در عین ناخواندگیش بهترین هدیه خدا! ام اس شدم.