ام اس لینک!
به نام او![]()
سلام بر دوستان عزیز و مهربان، انشاالله که خوش و خرم هستید![]()
از حال من نیز اگر جویا باشید به حمدالله بدک نیستم و اوضاع خوبه اما فوله فول وقتم پره! (لحظاتی رفتم تو حال و هوای قدیما که برا فک و فامیل نامه مینوشتیم و بعد از احوال پرسی از طرف مینوشتیم از حال من نیز اگر جویا باشید ...، عجب روزگاری بود نه نه!)![]()
داستان ام اس لینک که یادتون هست؟ داستان از اونجا شروع شد که چند وقتی بنده حقیر ام اس لینک رو که باز میکردم خبری نبود که نبود، کم کم نگران آقا اهری شدم و شروع کردم به پرس و جو و اخباری که خوش آیند نبود شنیدم که خب دلم نمی خواست باورشون کنم، از طرفی هم وبلاگ آقا اهری فیلتر بود و بهش دسترسی نداشتم، این بود که تصمیم گرفتم پستی رو بهش اختصاص بدم بلکم ازش خبری به دستم برسه، که خدا رو شکر با محبت سانی عزیزم تونستم از آقا اهری خبر بگیرم و خودش هم زحمت کشید اومد اینجا و از نگرانی نجاتمون داد و بعدش هم در پاسخ سوال من که ام اس لینک چی شده؟ مطالبی رو در وبلاگش نوشت تحت عنوان داستان ام اس لینک که من هم با همین نام تو وبلاگم قرارش دادم، همین دوتا پست پائین تر میتونید بخونیدش، خلاصه در نتیجه پاسخ آقا اهری و اختصاص پستی به آن و متاسفانه عدم اقبال از سوی شما عزیزان نسبت به این موضوع آقا اهری مطلبی رو به صورت خصوصی برای بنده نوشتن که به نظرم بی راه نیومد! ایشون ازم خواسته بودن که کامنت خصوصیشون رو عمومی نکنم که نکردم اما ازشون اجازه خواستم تا در جهت همان مطالبی که خودشون فرموده بودن به عنوان یه پست ارسالش کنم تا حجت بر همگان تموم بشه! و ایشون اجازه فرمودند، در همین گیر و دار متوجه شدم دنیز عزیزم در همین رابطه پستی نوشته که من اینجا با اجازه هر دو این عزیزان اول کامنت های خصوصی آقا اهری رو و بعد پست دنیز عزیز رو براتون اینجا نقل قول میکنم، اما قبلش باید بگم که همه این حرفها و کارها فقط و فقط در جهت رسیدن به یه نتیجه مطلوب هست و بس، نه دنبال ایجاد جو ناخوشایند هستم و نه دنبال ایجاد نفرت و بد دلی، بلکه فقط و فقط جهت رفع سوء تفاهم ها و انشاالله به امید خدا بر پایی مجدد ام اس لینک هستم و بس! (ببخشید که خیلی طولانی شد شرمنده
)
کامنت های خصوصی اقا اهری:
| جمعه 27 آبان1390 ساعت: 21:9 | توسط:اهری | ||||
| سلام آرامی میبینی دوستان چقدر دنبال زنده کردن "ام اس لینک" هستن ؟ کسی نمی آید از شما و یا از من حمایت کند . کوشن اون بچه ها . ... اینهمه علت دست داد بهم که ادامه ندهم بانو . با دنیز تماس تلفنی داشتم که اون طفلکی هم ظاهرن حالش خوش نبود و از همکاری دوباره امتناع ورزید . گفته بودم که : برای ادامه یک کار جمعی همت جمعی میخواهد و الا من ِ تنها نمیتوانم از زنده گی خانواده گی ام با یک بیمار ام.اسی ام بگذرم و ام.اس لینک رو زنده نگه دارم تنهایی ... حاشا و کلا! دوس دارم این کامنت را در وبلاگتان وارد نکنید الا اینکه این مسئله زیر و رو بشود . (برا همین خصوصی فرستادمش )آنهاییکه میتوانند کمک کنند ( که میتوانند و نمیکنند ) برایم بد دردیست . زیرا من امکانش را دارم که همسرم را حتا به کانادا ببرم پیش دکتر زامبونی و عمل شود و ما خیالمان تخت .... ولی وقتی حرفامون ظاهرن خریدار نداره ما را چه به ام.اس لینک با مهر | |||||
| شنبه 28 آبان1390 ساعت: 0:54 | توسط:اهری | ||||
|
آرام جان
| |||||
اما مطلب دنیز در این رابطه در پستی با عنوان هستم:
واما چه جای سرزنش ِ تو ،دوستم!وقتی حاصل زحماتم را جایی سپردم که اختیاردارش خودم نبودم!
حال می فهمم آن دوستانی که می گفتند کاری که اینهمه تلاش به همراه دارد چرا خودت در سایت خودت نگذاری ،اما برای من چیزی که مهم بود این بود که همدردهایم و کسانی که به نحوی با درد ام اس مرتبط اند خبرها را بخوانند ،و هیچ فکر نمی کردم با تلنگری ،اینطور فنا بشه ولی بدان اگر فقط یکی از آن خبرها را که اغلب در سایتهای خبری دیگر هم لینک می شد ،سوای وقت صرف شده ،خودت با چشمهای تار و کم سوی یک بیمار ام اسی ترجمه می کردی و با دستهای ضعیف و خسته ی او تایپ می کردی و..........اینطور راحت راضی به فنای آن نمی شدی...
من به نوبه خودم حق رو هم به آقا اهری میدم هم به دنیز عزیز، هر دو این عزیزان حق دارند و باید عرض کنم جدا یه همچو سایتی با تلاش یک نفر و دو نفر نمیتونه سرپا بمونه و نیاز به یه همکاری جمعی داره، حالا باید نشست و درباره چگونگیش صحبت کرد و تقسیم وظایف نمود و اگر نه حداقلش اینه که اطلاعات جمع شده تو این سالها رو حفظ کرد و در جایی در اختیار بچه های ام اسی قرار داد!
منتظر پیشنهادات و نظرات شما دوستان هستم، مراقب خودتون باشید![]()
چهارشنبه 30 آذر1390 ساعت: 18:28
توسط:اهری
سلام
و عرض ادب
آرشیو ام.اس لینک موجوده و متاسفانه فیلتره . وقت بکنم دومین اش را تمدید میکنم و از فیلتر در میارم و یا میبرم سایتهایی مثل بلاگفا و ...
با مهر و سپاس فراوان از زحمتهایتان
سلام، آرام هستم، متولد لحظه سال تحویل 1355، زمستان 1386 متوجه مهمان ناخوانده اما در عین ناخواندگیش بهترین هدیه خدا! ام اس شدم.