نزدیکی!

 

 

 

این روزها چقدر نزدیک بودنت را حس می کنم!

 

 

 

سلام بر رمضان

 

 

به نام او

 

پیامبر صلح و دوستی محمد امین صل الله علیه و آله و سلم فرمودند:

در نخستین شب ماه رمضان، درهای آسمان گشوده می شود و تا آخرین شب آن بسته نمی شود.

البحار ص ۹۶/۳۴/۸

فرصتی محیا شده برای هم دعا کنیم

 

سلام بر رمضان

۱۳۹۲

 

 

 

 

یاد باد!

 

 

 

یاد باد آنکه نهانت نظری با ما بود

رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود

 

 

دوستت دارم

 

 

 

هوا پر شده است از دوستت دارم هایی که به بادها سپرده ام

کاش پنجره ات باز باشد ...

کاش ...

 

 

 

ممنونم!

 

 

 

به نام او

 

سلام به همه اونایی که دیدار امروز رو اومدن و سلام به همه اونایی که دوست داشتن بیان و اما نشد که بیان

 

فقط میتونم بگم که دیدار خوبی بود، به من که خوش گذشت از دیدن مجدد بچه ها و اولین دیدار با خواننده خیلی خوشحال شدم، حیف که نشد طولانی تر با هم باشیم، کلی حرف موند برای گفتن، ماه عزیزم داشتی ماجرای امروز رو برام تعریف میکردی که نصفه موند! کلی حرف و سوال داشتم از مریم عزیزم که اصلا نشد بپرسم! از سعیده در مورد درس و دانشگاهش فرصت نشد بپرسم! از خواننده که اصلا هیچی نشد بپرسم، طفلی بین ما غریب افتاده بود و هیچی نمیگفت! آقا کمی حرف میزدی صدات رو بشنویم!

 

قرار بود درباره سقوط آزادم و ماجراها و حواشی خنده دار و جذابش براتون تعریف کنم بخندیم، که ببخشید وقت کم اومد نشد

 

ماه، من و به زور از رو نیمکت بلند کرد ای زورگو، ای مستبد، ای ستمگر

 

باید یه قرار بزاریم از صبح تا عصر، یه پیک نیک، بریم یه جای تفریحی و ناهار جوجه ای چیزی درست کنیم و چندین ساعت کنار هم باشیم، شاید شاید شاید حرفهامون ته بکشه، البته شاید!!

 

از هر چهارتائیتون ممنونم که اومدید، خیلیییییییییییییییییییی خوش گذشت

امیدوارم به شماها هم خوش گذشته باشه، جای همه اونهایی که نیومدن خالی خالی خالی بود، مرضیه یادت کردم هااااااااااااااا، جات خالی بود حسابی

 

از اینکه خواننده خاموش وبلاگم همچین روشن شده که امروز تونستم ببینمش خیلی خوشحالم، اصلا فکر نمیکردم که این وبلاگ خواننده خاموش داشته باشه و حالا افتخار دیدار اون خواننده خاموش نصیبم بشه، و از اینکه به من افتخار میدی و وبلاگم رو میخونی و محبت داری و مطالب مربوط به ام اس رو برای ماها ترجمه میکنی کلی احساس خوب بهم دست داد و نمیدونم چه جوری باید تشکر کنم، کلی شرمنده شدم، اما احساس فخر فروشی بهم دست داد اساسی هاااااا، آقا از شما به طور ویژه ممنونم، ببخش که همش در مورد ام اس حرف زدیم و کسل کننده بود برات، عذرخواهی میکنم امیدوارم اگه بدت نیومده باشه و دیدارهای بعد هم بهمون افتخار دادی و اومدی اینقدر درباره ام اس حرف نزنیم! 

 

مراقب خودتون باشید

 

 

 

غلبه بر بیماری ام اس!

 

 

به نام او

 

سلام به همگی دوستان، انشاالله که ایام به کام هست

 

دیروز کتاب غلبه بر بیماری ام اس که دوست همدردمون دنیز عزیز ترجمه اش کرده به دستم رسید و از دیروز مشغول خوندنش هستم هنوز ۳۵ صفحه اش رو خوندم و مطلب زیادی ازش نمیدونم، همین قدر میدونم که نویسنده این کتاب که پرفسور جورج جلینک هست خودش سیزده چهارده ساله ام اس داره و مادرش هم ام اس داشته و از وقتی خودش مبتلا به ام اس شده شروع کرده به تحقیق و بررسی در زمینه درمان ام اس، نمیدونم شما دوست عزیز چه دیدگاهی داری و نظرت درباره این کتاب چی هست؟ اما از اونجا که این کتاب درباره ام اس هست و نویسنده و مترجمش هم ام اس دارن، به شخصه علاقمند هستم کتاب رو برای کسب آگاهی هم که شده بخونم، دیشب دوستی بهم میگفت نباید این کتاب رو معرفی کنم!! پرسیدم چرا؟ گفت چون بچه ها بهت اعتماد دارن و میرن این کتاب رو میخرن و به توصیه های توش عمل میکنن و ممکنه طوریشون بشه!!! اون وقت تو باید جوابگو باشی!!!!!!! (لازمه بگم که این دوستمون هنوز کتاب رو نخونده، یعنی خودش گفت اصلا دوست نداره کتاب رو بخونه) حالا با وجود اینکه کتاب رو نخونده چرا همچین حرفی زد واقعا نمیدونم!! اما می خوام بهتون بگم اگر من این کتاب رو دارم معرفی میکنم، معنیش این نیست که بهتون توصیه میکنم به مطالب کتاب عمل کنید! چون هنوز خوندنش رو تموم نکردم و معرفیم فقط یه اطلاع رسانی هست برای کسانی که دوست دارن در زمینه ام اس مطالعه داشته باشن، البته امروز یه نسخه از کتاب رو به دکترم دادم تا بخونن و نظرشون رو در موردش بیان کنن و ایشون هم قول دادن حتما نظرشون رو بگن، من قراره یک ماه و نیم دیگه برم برای ویزیت اگه اون موقع نظرشون رو بهم گفتن، حتما اینجا درباره اش مینویسم اما در نهایت از قدیم گفتن شنونده باید عاقل باشه! حالا اینجا میشه، خواننده باید عاقل باشه! قرار نیست هر کی تو وبلاگش هر چی مینویسه یا معرفی میکنه، بقیه تحقیق نکرده و ندونسته و چشم بسته برن بهش عمل کنن، خب تحقیق و بررسی رو برای چی گذاشتن؟!!!

 

راستی دوست عزیز من اون سوالی که گفته بودی از دکترم بپرسم و پرسیدم، ایشون گفتن مانعی نداره

 

کتاب غلبه بر بیماری ام اس رو میتونید از تهران خیابان انقلاب، روبروی دانشگاه تهران، خیابان فخر رازی انتشارات چهر تهیه کنید، قیمت کتاب ۱۶ هزار تومان هستش

 

 

 

مراقب خودتون باشید

 

 

ازدواج 6

 

 

به نام او

 

سلام به دوستان عزیزم، خدا رو شکر زخمهام بهتر هستن و خونریزیشون تقریبا قطع شده!

 

خب بالاخره، روز و ساعت دیدار شد روز چهارشنبه ۱۲ تیر ساعت ۵ و مکانش رو تا روز سه شنبه بهتون میگم، لطفا اگه مکان خاصی در نظر دارید بهم خبر بدید، ممنون

 

خب از موضوع ازدواج کمی دور افتادیم و بهتره یه سری بهش بزنیم

 

 

۶/ در صورت ترک شدن به علت بیماریمون چه برخوردی مناسبترین خواهد بود هم برای حال جسمیمون هم برای روحیه امون؟

 

راستش تا الان من در مواجه با ترک شدن یا مورد پذیرش واقع نشدن واکنش بدی نسبت به طرف مقابل نداشتم و در اصل سکوت کردم و بهشون حق دادم! حتی باهاشون برخورد خوبی داشتم! اما خب از نظر روحی خیلی اذیت شدم و همش نگران بودم نکنه حالا بیماریم عود کنه و اذیت بشم، تو همچین مواقعی با یکی دو نفر از دوستام صحبت میکنم تا تجدید روحیه بشم و اعتماد بنفسم برگرده و حتی در مواقعی که نیاز هست در تنهایی گریه کردم، اون هم بلند بلند!! (از من بعیده؟ نه اصلا بعید نیست)، من در مواقعی که کاری ازم ساخته نیست و جبر زمانه مجبورم میکنه به کُرنش، حتما تو خلوت خودم گریه میکنم تا سبک بشم و واقعا هم گره گشاست، اما حقیقت اینه که من واقعا نمیدونم برخورد مناسب چیه و چکار باید بکنیم؟!

 

نظر شما چیه؟

 

 

منتظر نظراتتون هستم

 

 

 

یا صاحب الزمان

 

 

 

به نام او

اللهم عجل لولیک الفرج

 

منجی عالم بشریت، قائم آل محمد، مهدی صاحب الزمان عجل الله تعالی فرج الشریف  فرمودند:

خدایا، به ما توفیق طاعت خود، دوری از معصیت، نیت صادقانه و شناخت حُرمت را روزی فرما ...

 

الصحیفه المهدیه/ص ۶۹

 

میلاد صاحبمان مبارکمان باد

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

 

 

 

مکان دیدار!

 

به نام او

 

 

سلام و درود فراوان و عرض معذرت به شما دوستان که شدیدا منتظرتون گذاشتم

 

اتفاقه دیگه خبر نمیکنه، هفته پیش اتفاقی افتاد که کلا من رو افقی کرد تا الان، اما کور خونده فکر کرده من بیدی ام که به این بادها می لرزم، تو اورژانس هم داشتم چرت و پرت میگفتم و میخندیدم در حالی که اطرافیان تقریبا زار میزدن، فکر کنم تو دلشون میگفتن طفلی نمیدونه چه بلایی سرش اومده و مغزش عیب برداشته، اما قسم میخورم که میدونستم چه اتفاقی افتاده، خب بد یا خوب افتاده بود و حالا گریه زاری که درستش نمیکرد، پس بهترین کار حفظ روحیه خودم و اطرافیان بود، طفلی ها حسابی ترسیده بودن، خودمم ترسیده بودم، اما ماجرای اتفاقی که برام رخ داده و مسائل بعدیش رو یه روزی نه البته به این زودی تعریف خواهم کرد، یه جاهاییش خدائیش خنده داره در حد تیم ملی که رفت جام جهانی (تبریک به فوتبال دوستان)

 

خب در مورد روز دیدار همون طور که تو پست دیروز نوشتم جمع بندی روز پنج شنبه هست، فقط سوسن عزیزم روز چهارشنبه رو گفته و  مرضیه عزیزم هم فقط پنج شنبه میتونه بیاد و بقیه یا روز پنج شنبه رو گفتن یا براشون روزها فرقی نداشته، ماه عزیزم هم که محبت کرد و روز پنج شنبه رو انتخاب کرد، با توجه به اینکه مرضیه فقط پنج شنبه میتونه بیاد و برای بقیه به غیر از سوسن پنج شنبه هم اوکی هست، روز دیدار میشه پنج شنبه، میدونم سوسن هم ردیفش میکنه و میاد، چون باید بیاد اما در مورد ساعتش باید بگم اینطور که من بررسی کردم بازم به جز سوسن که ساعت ۴ دارو داره بقیه رو ساعتش ۴ باشه یا ۶ مشکلی نداشتید، اگر جز اینه بهم لطفا خبر بدید، با همه اینها فکر میکنم روز و ساعت دیدار اینطور میشه:

پنج شنبه ۶ تیر ماه ساعت ۴ عصر

 

اگه بازم کسی مشکل داره بگه تا عوضش کنیم

 

اما در مورد مکان دیدار، من فکر میکنم هم میتونیم بریم کافی شاپ، هم میتونیم بریم پارک بشینیم، یا ترکیبی از هر دو مثلا اول بریم کافی شاپ بشینیم و وقتی هوا کمی خنک شد بریم پارک، اگر گزینه دیگه ای در نظر دارید لطفا بگید تا روش فکر کنیم.

 

گزینه های پیشنهادی:

۱/ کافی شاپ

۲/ پارک

۳/ اول کافی شاپ و بعد پارک

۴/ اول پارک و بعد کافی شاپ

۵/ پیشنهاد شما

 

 

منتظر نظراتون هستم، فقط زودی مشخص کنید تا بعد کدوم کافی شاپ یا کدوم پارک رو مشخص کنیم

 

دموکراسی رو حال میکنید

  

پ.ن۱: بچه ها یه گزینه دیگه هم هست و اون اینکه کلا دیدار رو بذاریم برای یه هفته بعدش یعنی بشه پنج شنبه ۱۳ تیر ماه، آخه روم سیاه اینجوری حال منم بهتر میشه و نشستن برام راحتتر میشه و یکی از دوستان هم که اس ام اسی پیام داده امکان حضور براش فراهم میشه، نظرتون چیه؟

 

پ.ن۲: یکی از دوستان تو کامنت خصوصی اعلام کرده که این هفته به علت مشکلی که همکارش داره نمیتونه مرخصی بگیره و هفته آینده هم چهلم پسر خاله ده ساله اش هست (برای شادی روح اون عزیز و آرامش مادرش و این دوستمون لطفا دعا کنیم) برای همین نمیتونه دیدار رو شکرت کنه و دوست دیگه ای هم دسترسی به نت نداشت و اس ام اسی اعلام کرد که هفته آینده براش سخته و همین هفته راحتتره که بیاد دیدار رو (چقدر هماهنگی بین هفت هشت نفر سخته، طوری که همه راضی باشن!) حالا با توجه به تمام اینها لطفا تصمیم بگیرید و خبر بدید ممنون

 

پ.ن۳: به پیشنهاد ماه عزیزم گزینه چهارشنبه ۱۲ تیر ساعت ۵ به گزینه ها اضافه شد، من با این گزینه خیلی موافقم

 

مراقب باشید مورچه گازتون نگیره

 

 

 

مورچه گازم گرفته!

 

 

 

به نام او

 

سلام به همگی و عرض معذرت بابت تاخیر به زودی میام و در مورد جا و مکان دیدار صحبت میکنیم

راستی طبق جمع بندی نظرات دوستان دیدار میوفته برای روز پنج شنبه

 

اجالتا عرض کنم که چند روزی هست مورچه گازم گرفته و  توان نشستن ندارم و اینها رو هم  سرپا دارم می نویسم و انشاالله چند روز آینده میام و توضیحات کامل رو ارائه میدم

 

مراقب خودتون باشید